تبليغاتX
من مرگ را سرودی کردم
Mon 21 May 2007

 

بو کن منو..

پنجره ها به هم می خورند آیا باد....؟     نه باد توجیه خوبی نیست

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 20 May 2007
من درد در رگانم...حسرت در استخوانم...چیزی نظیر آتش در جانم پیچید

 


 ای کاش میتوانستم خون رگان خود را قطره قطره بگریم من. تا باورم کنند

ای کاش می توانستم


هر روز خسته تر و خسته تر

هر روز و هر لحضه

اما به زودی خود را می آفرینم راست بدان گونه که آسمان بر من نماز برد..

 

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sat 12 May 2007
 

اینجا من هستم 

 

خیلی خوشحالم که دارم اینجا و با وضع موجود زندگی می کنم،از هیچ چیز شاکی نیستم و همه مهربون و دوست داشتنی هستم.

روز به روز انگیزه هام بیشتر و بیشتر می شه، نمیدونم چطوری جلوشو بگیرم می ترسم از تو دماغم بزنه بیرون و همه جام دماغی بشه(الان تنها نگرانیم اینه).

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Fri 11 May 2007
من و تو  

 راحت باش  داد بزن  بگو من یا تو ؟                                                              

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Mon 7 May 2007
بعضی وقتها گوش دادن به موسیقی مورد علاقت بدجوری راه داره..

سبکت میکنه ولی از یه طرفم سنگین

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم 

Wed 2 May 2007
خوشحالی، تکرار حس لذت است

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Fri 27 Apr 2007

منو یادت میاد ؟

با هم بودیم،با هم نبودیم،کاشکی بودی ولی

یه کم بهتر شدم ولی به همون اندازه خ را ب  !!!!

راستشو بخوای یه مدته دنبالت نگشتم (بد فرم جاده خاکی میزنم)

هستی ؟ الو ؟ صدا میاد؟

فکر میکنی چقدر وقت داریم ؟ کلی هم دیر شده خبر نداری!!

بیا که آزادیم به یغما رفته

                              ......but trust me in this time

همین.......نه همین نه، کلی چیزای دیگه

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  | 

Sun 22 Apr 2007
من هستم پس مینویسم 

دوست داشتم بیشتر در موردش بنویسم ولی ترجیح میدم که دوست داشتن نوشتنمو ترجیح بدم به نوشتن اون...

لینک ثابت
 نوشته   توسط شاید خودم  |