من جويده شدم
من عملهي ِ مرگ ِ خود بودم
و اي دريغ که زندهگي را دوست ميداشتم
آيا تلاش ِ من يکسر بر سر ِ آن بود
تا ناقوس ِ مرگ ِ خود را پُرصداتر به نوا درآورم؟
من پرواز نکردم
من پَرپَر زدم "ا.ش"
من جويده شدم
من عملهي ِ مرگ ِ خود بودم
و اي دريغ که زندهگي را دوست ميداشتم
آيا تلاش ِ من يکسر بر سر ِ آن بود
تا ناقوس ِ مرگ ِ خود را پُرصداتر به نوا درآورم؟
من پرواز نکردم
من پَرپَر زدم "ا.ش"
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
پدی میگه من جلبک زدم باید یه اردک بفرسته تو دلم جلبکامو بخوره.چقدر از ادا در آوُردنش اوق دارم
این...عجب موجودات در کمین نشسته،آب زیرکا و کوچکانه اند،در عین حال دلنشین
ولی اینها اصلاً مهم نیست مهم اینه که چرا یه اسب،یه گاو و یه شتر با یه گوسفند میتونن داخل یه طویله یا چراهگاه با هم عشق بازی کنن؟ تازه جالب اینجاست که همشونم ادای حیوونهای دل باخترو در میارن(بازم نقش)
ظاهراً اسب کارشو بهتر بلده(موبایلم دارن)
چَریدن به صرف نون بیات،سوسیس آلمانی،ماست،سٌس تند،20 حلقه خیار شور
بریزشون تو غذا دونیت،استقبال بی نظیری از روده بزرگِ!! ممنون، میل ندارم
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
چگونه آن میشویم که هستیم؟
ما که می خواهیم با نوشته هامون دنیا رو عوض کنیم چرا نمی تونیم حتی خودمونو عوض کنیم؟
ما همه مسموم شدیم با زهر افکارمون
چون نمی تونیم خودمون باشیم
افسوس که خودخواهم نیستیم. خوب ادا در میاریم.
زمین چراهگاه خوبی شده واسمون تا خوب بچریم و فضله بندازیم
کسی نخواست اینجوری باشه تو این کثافت ها دفن میشه
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
تو و من
هیچ جهتی نداریم
دیگرما را نمی بینند
بدون عشقی که قولش را داده بودند
و بدون ایمان به چیزی که دارند
به زودی زندگی ما پاک خواهد شد
فکر میکنی ما را به یاد خواهند آورد؟
کسی اینجا نیست.
آرزو میکنم کاش میتوانستم ببینم
تمام این مردم حریص
که میخواهند خود را با خوردن وجود من سیر کنند
چیزی قسمتی از مرا برده است
قسمتی از مرا..
اکنون زمان ترک اینجاست
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
اینارو واسه اونهایی میگم که به زندگی امیدوارن
واسه اونهایی که فلاکت خودشونو اذعان نمیکنن
واسه اونهایی که مغزشون پر از اکسیژن فاسد...واسه تو
خاطرات سالها غبار و خاک کهنه که روی روشنایی زندگی ام نشسته و هرروز بادهای جهل غبارات شادابتری را به روی تاریکی ام نثاره میکند.
احساس میکنم به آرامگاه ابدی ام نزدیکتر می شوم..
آآآآآآآه!!!اگر دلتنگی سرودی می خواند
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
پر بها ندادن دانش خود و مجاز ندانستن خود برای گفتن دروغهایی به خود که به آنها نیاز داریم،
به این مفهوم که انسانها در زندگی نیاز دارند که به خود دروغ بگویند
این دروغ ها را میگوییم تا به آرامش برسیم وقادر به زندگی کردن باشیم،
اگر اجازه چنین دروغ هایی را به خود نداده باشیم و به دانش خود غره نشده
و آن را بی بها بدانیم،نهیلیزه کردن را از خود شروع کردیم. "ف.ن"
این هارومینویسم بخونی یه کم فکر کنی دربارش،
نه عین انشإ از روش بخونی یه لیوان آب پشتش 1 ساعت بعدم با لذت تمام به فاضلاب تقدیمش کنی.
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
سلام!
میخوای چی بگی؟آره میتونی ولی نمیکنی،یعنی اونجا نیستی یا هنوز بهش نرسیدی.
میدونی باید از کجا شروع کنی؟از اولش از نواختن ناقوص از بالا،دوباره،آرامش،چپ و راست،هرچی که تو رو نگه میداره،
کجایی؟چرا نمی بینمت؟
برو،تنهام بزار..
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
تو چی فکر میکنی نفرت من؟
دوست دارم درونت را برای چیزی که پنهان کرده ای جستجو کنم
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
من از خداوندي که درهاي ِ بهشتاش را بر شما خواهد گشود، به
لعنتي ابدي دلخوشترم.
همنشيني با پرهيزکاران و همبستري با دختران ِ دستناخورده، در
بهشتي آنچنان، ارزانيي ِ شما باد!
من پرومتهي ِ نامُرادم
که کلاغان ِ بيسرنوشت را از جگر ِ خسته سفرهئي جاودان گستردهام.
گوش کنيد اي شمايان که در منظر نشستهايد
به تماشاي ِ قربانيي ِ بيگانهئي که منام ــ :
با شما مرا هرگز پيوندي نبوده است.
"ا.ش"
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
باید کلآ تعطیل باشی(...خل باشی) تا بتونی ادامه بدی وگرنه حسابت با کرام الکاتبینه/اگه بخوای بشینی گوشه خونه مثل خوره خودتو بخوری باید بری دنبال درصد حماقتت بگردی...
رهایش کن..
چون ما رهایش کن
همه ی اینارو داشته باش یه بعد از ظهر ابری که آب داره از آسمون میاد نه بارون به صرف یه دعوای ۲ تا ۳ ساعته که پر از حرفهای زخم کنندست که بعدشم هیچی نداری دود کنی بهش اضافه کن(چه آشی شد)
فسرده در دل پاییزی دل پذیر/در بی توجهی/نگاهی مشکوک/نومیدی
تمام
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
پاره شدی تا بهشون رسیدی همین الان دارم میگم بعدآ شاخ نشی واسم بچه.
ترسیدی؟؟ نترس شجاع باش
همین که داری به این زندگی نکبت بارت ادامه میدی یعنی کلی شجاع و احمقی..(به خودت نگیر)
بعضی وقتها که ایمانم دچار مرگ آنی میشه از خودم میپرسم:----------
بیخیالش فعلا زود واسه این حرفا باید یه کم گرمت کنم ببینم جنبت چی میگه؟؟؟؟؟
میخواستم نظر پدی رو بپرسم طبق معمول داشت موبایلشو میخورد به صرف نسکافه اینم راهشو اشتباه انتخاب کرده. تو جلسات کوبیدن همدیگه ۱۰۰۰ بار بهش گفتم ولی دیوونه تر از این حرفاست(احمق خودمه)
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
بدون شک این خلوت یأس انگیز توجیه ناکردنی،این سرچشمه ی جوشان و سهمگین تنهایی در عمق قلب انسانی برای درد کشیدن انگیزه ای خالص است.
نمیدونم ولی هست کاریشم نمیشه کرد حتماٌ باید باشه!!
تو چی میگی؟یه کم فکر کن...به جایی نرسید؟باور کن میتونی از مغزت کمک بگیری اشکال نداره فسفر بسوزونی(میخرم واست)اگه تونستی جواب واسش پیدا کنی قول میدم یه آلمه شکلات بخرم بریزم دور!! خیلی احمقی بچه مگه کسی شکلاتم میخره؟؟؟نه نه نه !!!منتظرم..
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|
از امروز میتونی خوشحال باشی چون دروغهای من یه جایی پیدا کردن واسه تخلیشون
می خندی؟خنده دار بود؟
اشکالی نداره!! احساسها زود گذرن
کاش میتونستی مثل من باشی
تا می تونستی ببینی چقدر خسته ام
ولی راحت باش نیستی..
لینک ثابت
نوشته   توسط شاید خودم
|